تبليغاتX
زندگی از دید نازپسر

بحث و گفتگو پیرامون ازدواج نازپسر

در یک جائی بنده سوال پرسیدم که چرا با وجود اینکه گفته میشه تعداد پسرها از دخترها بیشتر هست ولی مورد خوب برای ازدواج پیدا نمیشه و الباقی ماجرا و دوستان هم جواب هایی دادن و منم در جواب اونها چیزهائی گفتم که به نظرم رسید بد نیست همون نوشته هارو اینجا هم بزارم ...

برای خوندن متن برید به >>> ادامه مطلب >>>


برچسب‌ها: مشاوره ازدواج
????? ????
+ ????? ??? ??  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391???? 23:9  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

این یکیو دیگه کجای دلم بزارم ؟؟

اون وقتی که طرف بدون هیچ بهانه ای ، همینجوری الکی یهو گذاشتو رفتو پیداشم نشد ، دلم گرفت...

اون موقع که یارو به دروغ بهم گفت که واسم خواستگار اومده و ... دلم سوخت...

اون موقع که طرف بدون هیچ دلیلی گفت باید از هم جدا بشیم ، بازم دلم خیلی سوخت...

...

ولی اون وقتی که طرف در اومده میگه خیلی شیرین زبونی و خوب حرف میزنی ، بخاطر همینم ما اصلاً‌ به درد هم نمیخوریم... کونم داره میسوزه!!!!!!

آخه لامصب بهانه گیر نمیاری چرا حسنه آدمو به گند میکشی!!؟؟

به این میگن فن بیان که توی روستای شما احتمالاً کاره آدمهای بی تربیته :|


پی نوشت : این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند, زیبایی هایش را بیرون بکشد …تلخی هایش را صبر کند… آدم های امروز، دوستی های کنسروی می خواهند؛ یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست ...


برچسب‌ها: دل سوخته, عشقو عاشقی, بهانه
+ ????? ??? ??  شنبه دوم اردیبهشت 1391???? 23:24  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

عشقای این دوره چه بی دووم شده...

دیشب قبل از خواب داشتم آرشیو sms های گوشیمو چک میکردم. به sms های برخوردم که روزی روزگاری افرادی  واسم فرستادن، که امروز یا گوشیشون خاموشه یا من گوشیم به روشون خاموشه ! که هرکدوم قصه درازی واسه خودشون دارن...

اولین نفر ، الهه.ب از شهر تهران بودن که احتمال زیاد الان هنوز هم جز بازدید کنندگان این وبلاگ هستند و از اینجا سلام خدمتشون عرض میکنیم! ... از شروع این رابطه و امتداد رابطه دوستی ام با ایشون تابحال بسیار در این وبلاگ نوشته ام .. ولی در اینجا به همین نکته جالب راجع به ایشون بسنده میکنم که خداحافظی فوق العاده غم انگیزی با ایشون داشتیم که هنوز هم ادامه داره.. !!

دومین نفر خانم نیلوفر خانوم بودن که در امتحانات ترم دوم به جمع دوستان ما پیوستن که ، و با تمام تلاشی که برای بی اهمیت جلوه دادن رابطه دوستیشون با بنده داشتن ، ولی تماس های پی در پی و sms هاشون کاملاً قضیه را برعکس جلوه میداد ! ... ایشون هم بعد از 2 3 ماه تصمیم گرفتند که به این رابطه پر از مهرو دوستی، پایان بدهند و بروند سراغ مرحله بعدی!

سومین نفر مهسا خانوم بودن... مهسا جان چه از دور و چه از نزدیک، بسیار به ما لطف داشتن و همیشه با sms های محبت آمیز و تعریفو تمجید هاشون (که در موارد قبلی هم کماکان وجود داشت) بنده رو مورد لطف و عنایت قرار میدادن و شکی نمیرفت در اندک زمانی مخ اینجانبان را بزنند... البته دختر بسیار خوبی هم بود... ولی ایشون هم بعد از یک غیبت کبری که داشتند، یکهو خبر رسید که نامزد کرده اند و خط سوزاندند و از قبیل اتفاقات که دیگر در زندگی روزمره ما یک امر کاملاً طبیعی و عادی تبدیل شده :|

و اما چهارمین نفر که باز هم یک خانوم متولد تهران ولی ساکن استان البرز و شهر تاریخی کرج !! بودند... ایشون اولین خانوم عاشق پیشه ای بودند که سنشون از بنده چند ماهی بیشتر بود و سرشون خالی از هایو هوی های جوانی ای بود که در موارد قبلی دیده بودیم... بسیار آرام، متین، دوستدار تشکیل خانواده و مهربان! و اما ایشان هم بعد از چند ماه که از آشنائیمان میگذشت، تصمیم به جدائی گرفتند...

در این میان افرادی همچون پردیس، مرجان، سمیرا، معصومه، آیه، نیلوفر(الف) ، هدی ، رویا ، ... هم پا در عرصه دوستی با بنده نهادند که تا کنون این دوستی بینمان پا برجا مانده و هر از چندگاهی یادی از دوست قدیمشان میکنند...


حال به نظر شما کدام این افراد کار درست را انجام دادند؟ آنهایی که روزی ادعا کردندو ، فرداروز به بهانه ای ترکِ عهد پیمان کردند؟ یا آنهائی که از ابتدا بی هیچ ادعائی با ما رفاقت کردندو تابحال بر پیمان دوستی و رفاقتشان پابرجا مانند؟


برخی از sms های فرد نامبرده :

به لطف پروردگار sms های الهه خانوم در اثر یک حادثه بکلی پاک شدند که از این بابت بسیار خوشنودم، چون این مسئله کمک شایانی به فراموش کردن این "عشق اول" که فراموش کردنش از خوردن قیر داغ هم سخت تر هست، کرد.

و اما نیلوفر خانوم که وقتشان را برای تایپ کردن sms صرف نمیکردند و در همه حال با تلفن خانه با بنده تماس میگرفتند حتی موقعی که در حال روم به دیفال..... !!

مهسا هم که هرچه sms عشقولانه به دستش میرسید، دایورت میکرد روی گوشی ما!

از جمله این sms ها ... من غم خانه عشق تو را به باغ رضوان ندهم، یک خارتو را به صد گلستان ندهم، تو معدن عشق و آرزویم هستی، من رفاقت تو را به گنج دنیا ندهم، سعـــــ... عزیزم [شکلک بوسه]

...

این داستان ادامه دارد ؟!


پی نوشت : وقتى كه ميگى ديگه برا هميشه فراموشش كردى ؛
و هيچ احتياجى بهش ندارى ،
و تمام فحشهاى دنيا رو نصيبش ميكنى !
درست زمانيه كه : بيشتر از هميشه دلت براش تنگ شده ... !!!


برچسب‌ها: sms, خاطرات عاشقی
+ ????? ??? ??  شنبه دوازدهم فروردین 1391???? 17:24  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

همسریابی یا همسر سازی ؟!

بعضی از خانومای محترم میرن توی این سایت های همسریابی عضو میشن ، فکر میکنن توی کارخونه شوهر سازی ثبت نام کردن !!

یارو نوشته...

مهمترین معیار : موقعیت مالی!

در آمد فرد مورد نظر :‌ بین 2 میلیون و پانصدهزارتومان تا بیش از 3 میلیون تومان !!

توی توضیحاتم نوشته : خوشگل و خوشتیپ باشه و خیلی پولدار !

بنده خدا دیگه روش نشده بنویسه انریکه رو میخوام !


برچسب‌ها: سایت همسریابی, ازدواج دائم, معیارهای ازدواج
+ ????? ??? ??  جمعه یازدهم فروردین 1391???? 16:50  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

یادم باشد...

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد


پی نوشت 1 : عید همگی مبارک ! حتی شما دوست عزیز !!!

پی نوشت 2 : لعنت بر پدر و مادر کسی که پروفایل وبلاگش را فعال نمیکند !

پی نوشت 3 : آنگاه که روزگارت هر روز بدتر از دیروز میشودو ، با تمام تلاش و همتی که میکنی، هر روز یک یابو میآیدو گندی به روزگارت میزند... آنگاه که هیچکس ، حتی آنکس که تو را زاییده است، به اندازه سره سوزنی درکَت نمیکند، و آهنگاه که میخوای از این زندگی لعنتی خلاص بشوی، بازهم صدای از اون سو میآیدو میگوید ، خو لامصب چراغو خاموش کن میخوایم بخوابیم، صب باید پاشیم... گناه من چه بوده که باید در میان جهنمی از بی فرهنگیو بی شعوریو بی عاطفگی... تازه کجاشو دیدی؟؟ میگن بدتر از اینم میشه وقتی از خانواده جدا بشی... خو لامصب مگه بدتر اینم هست؟؟؟؟؟؟؟

پی نوشت 4 : خدائیش وایسا دنیا ، به جون مادرم میخوام پیاده شم !!!!


برچسب‌ها: تبریک عید, متن ادبی, یادم باشد, نازپسر
+ ????? ??? ??  سه شنبه هشتم فروردین 1391???? 2:17  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

غم

مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی...

مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم.. !


پی نوشت : من همان دلقکم !!!


برچسب‌ها: غم, غمنامه, داستان کوتاه, داستانک, داستان دلقک
+ ????? ??? ??  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390???? 17:12  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  | 

تا کی؟؟؟

تا کی به عشق دیدن دوبارت ... تو کوچه ها خسته بشم بمیرم

تا کی باید دنبال تو بگردم، از کی باید سراغتو بگیرم ؟؟؟

قرار نبود چشمای من خیس بشه ... قرار نبود هرچی قرار نیست بشه

قرار نبود دیدنت آرزوم بشه .... قرار نبود که اینجوری تموم شه

یادت میاد ثانیه های آخر ... گفتی میرم اما میام به زودی

چشمامو بستم نبینی اشکمو ، چشمامو وا کردمو رفته بودی


برچسب‌ها: شعر, دکلمه, موسیقی, عشقولانه
+ ????? ??? ??  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390???? 19:27  ???? نـــــــــــــاز پســـــــــــر  |